آیا کاربران در آینده به منوها و فرم‌ها نیاز خواهند داشت؟

آیا کاربران در آینده به منوها و فرم‌ها نیاز خواهند داشت؟

۱۰ دقیقه مطالعهآخرین بروزرسانی: 10 تیر 1405علیرضا بدیعی

اگر امروز بخواهید از یک نرم‌افزار جدید استفاده کنید، احتمالاً اولین کاری که انجام می‌دهید جست‌وجوی منوها، بررسی دکمه‌ها و تلاش برای پیدا کردن قابلیت موردنظر است. این رفتار آن‌قدر طبیعی شده که کمتر به این فکر می‌کنیم چرا اصلاً باید برای انجام یک کار ساده، ساختار داخلی یک نرم‌افزار را یاد بگیریم.اما ظهور هوش مصنوعی و مدل‌های زبانی بزرگ، این عادت قدیمی را به چالش کشیده است. امروزه کاربران به‌جای حفظ کردن مسیرهای مختلف، انتظار دارند فقط خواسته خود را بیان کنند و سیستم بهترین راه انجام آن را پیدا کند. این تغییر، فقط یک پیشرفت فنی نیست؛ بلکه تغییری در نحوه تعامل انسان با نرم‌افزارهاست.

البته این به معنای حذف کامل منوها و فرم‌ها نیست. بسیاری از فرآیندها همچنان به رابط‌های گرافیکی نیاز خواهند داشت. سؤال اصلی این است که آیا این عناصر همچنان مرکز تجربه کاربری خواهند بود یا نقش آن‌ها در آینده تغییر خواهد کرد؟ در این مقاله بررسی می‌کنیم چرا منوها و فرم‌ها سال‌ها بهترین روش تعامل با نرم‌افزار بودند، چه چیزی باعث تغییر این الگو شده است و تجربه کاربری آینده چگونه میان رابط‌های گرافیکی و زبان طبیعی تعادل برقرار خواهد کرد.

چرا منوها و فرم‌ها سال‌ها بهترین راه تعامل بودند؟

وقتی اولین نرم‌افزارهای تجاری توسعه پیدا کردند، رایانه‌ها هیچ درکی از زبان طبیعی نداشتند. اگر کاربر می‌خواست عملی انجام دهد، باید دقیقاً مشخص می‌کرد که چه اطلاعاتی را وارد کند، از کدام بخش وارد شود و کدام گزینه را انتخاب کند.به همین دلیل، منوها و فرم‌ها به ستون اصلی طراحی نرم‌افزار تبدیل شدند. آن‌ها مسیر انجام هر فعالیت را مشخص می‌کردند و احتمال خطا را کاهش می‌دادند. در واقع، این ساختار نه‌تنها برای کاربران، بلکه برای خود نرم‌افزار نیز ضروری بود.سال‌ها این مدل بهترین پاسخ به نیازهای کاربران بود و باعث شد میلیون‌ها نفر بتوانند بدون دانش فنی، با نرم‌افزارهای مختلف کار کنند.

نظم دادن به قابلیت‌های نرم‌افزار

هرچه امکانات یک نرم‌افزار بیشتر می‌شد، نیاز به سازمان‌دهی آن‌ها نیز افزایش پیدا می‌کرد.منوها این امکان را فراهم کردند که قابلیت‌های مختلف در دسته‌بندی‌های مشخص قرار بگیرند و کاربر بتواند با دنبال کردن یک مسیر منطقی، به بخش موردنظر خود برسد.به همین دلیل، طراحی منوها یکی از مهم‌ترین اصول تجربه کاربری در چند دهه گذشته محسوب می‌شد.

هدایت کاربر در مسیر مشخص

فرم‌ها نیز نقش مهمی در استانداردسازی فرآیندها داشتند.اگر کاربری می‌خواست مشتری جدیدی ثبت کند، سفارش ایجاد کند یا گزارشی تهیه کند، فرم‌ها مرحله‌به‌مرحله او را هدایت می‌کردند و اطمینان می‌دادند که اطلاعات لازم به‌درستی وارد شده است.

این رویکرد باعث کاهش خطا و افزایش یکپارچگی اطلاعات می‌شد، اما در عین حال یک محدودیت نیز ایجاد می‌کرد؛ کاربر باید همیشه از مسیری که نرم‌افزار طراحی کرده بود حرکت می‌کرد، حتی اگر راه ساده‌تری برای رسیدن به همان نتیجه وجود داشت.امروز، با پیشرفت هوش مصنوعی، همین محدودیت به یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های تغییر تجربه کاربری تبدیل شده است.

منوها و فرم‌ها برای زمانی طراحی شدند که نرم‌افزار نمی‌توانست منظور کاربر را درک کند؛ بنابراین کاربر باید مسیر صحیح را پیدا می‌کرد و دقیقاً مطابق قواعد سیستم عمل می‌کرد.

امروز کاربران چگونه با فناوری تعامل می‌کنند؟

رفتار کاربران در سال‌های اخیر تغییر کرده است. اگر در گذشته افراد برای پیدا کردن یک قابلیت، منوها را جست‌وجو می‌کردند، امروز ترجیح می‌دهند سؤال خود را مستقیماً مطرح کنند و پاسخ را دریافت کنند.این تغییر فقط در ابزارهای هوش مصنوعی دیده نمی‌شود. موتورهای جست‌وجو، دستیارهای صوتی، سرویس‌های آنلاین و بسیاری از محصولات دیجیتال، کاربران را به تعامل با زبان طبیعی عادت داده‌اند.

در نتیجه، انتظارات نیز تغییر کرده است.کاربران امروز کمتر به دنبال یادگیری ساختار داخلی یک نرم‌افزار هستند. آن‌ها انتظار دارند سیستم بتواند منظورشان را درک کند، اطلاعات لازم را از بخش‌های مختلف جمع‌آوری کند و نتیجه نهایی را ارائه دهد.به همین دلیل، مفهوم تعامل مبتنی بر هدف (Intent-Based Interaction) اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در این رویکرد، کاربر نمی‌گوید چگونه یک کار انجام شود؛ بلکه فقط نتیجه موردنظر خود را بیان می‌کند.برای مثال، به‌جای اینکه چندین فیلتر مختلف را روی گزارش فروش اعمال کند، می‌گوید:

«فروش سه ماه اخیر را با مدت مشابه سال گذشته مقایسه کن و محصولاتی را که بیشترین رشد داشته‌اند نمایش بده.»

در این حالت، نرم‌افزار مسئول پیدا کردن مسیر مناسب است، نه کاربر.این تغییر شاید در ظاهر کوچک به نظر برسد، اما در عمل، یکی از بزرگ‌ترین تحول‌های تجربه کاربری در چند دهه اخیر محسوب می‌شود.

تجربه استفاده از هوش مصنوعی، انتظارات کاربران را تغییر داده است؛ امروز کاربران انتظار دارند فناوری نیز مانند یک همکار انسانی، هدف آن‌ها را بفهمد و به‌جای نمایش مسیر، مستقیماً آن‌ها را به نتیجه برساند.

آیا همه کارها را می‌توان بدون فرم انجام داد؟

وقتی درباره آینده نرم‌افزارها و تعامل مبتنی بر زبان طبیعی صحبت می‌کنیم، ممکن است این تصور به وجود بیاید که فرم‌ها، منوها و رابط‌های گرافیکی به‌زودی از بین خواهند رفت. اما واقعیت پیچیده‌تر از این است.گفتگو با هوش مصنوعی برای بسیاری از فعالیت‌ها سریع‌تر و طبیعی‌تر است، اما همه فرآیندها را نمی‌توان یا نباید فقط از طریق گفتگو انجام داد.آینده نرم‌افزارها احتمالاً نه کاملاً گفتگومحور خواهد بود و نه کاملاً متکی بر رابط‌های سنتی؛ بلکه ترکیبی هوشمند از هر دو رویکرد خواهد بود.

کارهایی که گفتگو برای آن‌ها ایده‌آل است

فعالیت‌هایی که هدف مشخصی دارند و کاربر فقط به نتیجه نهایی اهمیت می‌دهد، بهترین گزینه برای تعامل گفتگومحور هستند.

برای مثال:

  • تهیه یک گزارش مدیریتی
  • جست‌وجوی اطلاعات مشتری
  • ایجاد یک وظیفه جدید
  • خلاصه‌سازی اسناد
  • مقایسه عملکرد دوره‌های مختلف
  • تهیه پیش‌نویس ایمیل یا پیشنهاد همکاری
کارهایی که گفتگو برای آن‌ها ایده‌آل است

در چنین سناریوهایی، کاربر معمولاً علاقه‌ای به طی کردن مراحل مختلف ندارد. او فقط نتیجه را می‌خواهد و زبان طبیعی سریع‌ترین راه برای رسیدن به آن است.

کارهایی که هنوز به رابط گرافیکی نیاز دارند

در مقابل، برخی فعالیت‌ها همچنان به نمایش بصری اطلاعات وابسته هستند. تحلیل نمودارهای مالی، مدیریت پروژه‌های پیچیده، طراحی گرافیکی، بررسی داشبوردهای مدیریتی یا ویرایش اطلاعات حجیم، نمونه‌هایی هستند که در آن‌ها رابط‌های گرافیکی نقش مهمی دارند. برای مثال، هیچ گفتگویی نمی‌تواند جای مشاهده هم‌زمان چندین نمودار عملکرد یا بررسی یک داشبورد تحلیلی را به‌طور کامل بگیرد. در این موارد، تصاویر، نمودارها و جدول‌ها همچنان بهترین ابزار برای درک اطلاعات هستند.

آینده، ترکیب این دو رویکرد است

احتمالاً موفق‌ترین نرم‌افزارهای آینده آن‌هایی خواهند بود که کاربر را مجبور به انتخاب میان گفتگو و رابط گرافیکی نکنند. کاربر می‌تواند با یک جمله گزارش موردنظر خود را درخواست کند، اما نتیجه را در قالب یک داشبورد تعاملی مشاهده کند. یا ابتدا با نمودارها وضعیت کسب‌وکار را بررسی کند و سپس از هوش مصنوعی بخواهد علت تغییرات را تحلیل کند.

در چنین مدلی، گفتگو جایگزین رابط کاربری نمی‌شود؛ بلکه به یکی از اجزای اصلی آن تبدیل خواهد شد و هر روش تعامل، در جایی استفاده می‌شود که بیشترین ارزش را ایجاد کند.

آینده تجربه کاربری بر حذف فرم‌ها و منوها استوار نیست؛ بلکه بر انتخاب هوشمندانه بهترین روش تعامل برای هر نوع فعالیت بنا خواهد شد.

از آموزش نرم‌افزار تا آموزش هوش مصنوعی

یکی از هزینه‌های پنهان هر نرم‌افزار، زمانی است که کاربران برای یادگیری آن صرف می‌کنند.سازمان‌ها سال‌ها برای آموزش کارکنان خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ دوره‌های آموزشی برگزار کرده‌اند، راهنما نوشته‌اند و مستندات مختلفی تهیه کرده‌اند تا کاربران بتوانند با نرم‌افزارها کار کنند. اما هوش مصنوعی این رابطه را به‌آرامی معکوس می‌کند.به‌جای اینکه کاربران خود را با ساختار نرم‌افزار تطبیق دهند، نرم‌افزار تلاش می‌کند شیوه بیان، اصطلاحات و نیازهای کاربران را یاد بگیرد.

از آموزش نرم‌افزار تا آموزش هوش مصنوعی

برای مثال، ممکن است دو مدیر برای یک درخواست، از عبارت‌های متفاوتی استفاده کنند. یکی بگوید:

«وضعیت فروش این فصل را بررسی کن.»

و دیگری بنویسد:

«عملکرد فروش سه ماه اخیر را با فصل قبل مقایسه کن.»

یک سیستم مبتنی بر هوش مصنوعی می‌تواند هر دو درخواست را درک کند و نتیجه مشابهی ارائه دهد، بدون اینکه کاربر مجبور باشد از عبارت یا مسیر مشخصی استفاده کند. این تغییر، هزینه آموزش را کاهش می‌دهد و استفاده از نرم‌افزار را برای کاربران جدید بسیار ساده‌تر می‌کند.البته همچنان لازم است هوش مصنوعی بر اساس قوانین، فرآیندها و اصطلاحات هر سازمان تنظیم شود، اما این بار بخش بزرگی از فرآیند یادگیری بر عهده سیستم خواهد بود، نه کاربران.

نکته مهم این است که شاید بزرگ‌ترین تحول نسل جدید نرم‌افزارها این باشد که دیگر انسان‌ها مجبور نیستند خود را با منطق سیستم تطبیق دهند؛ این نرم‌افزار است که به‌تدریج زبان، نیازها و شیوه کار کاربران را یاد می‌گیرد.

تجربه کاربری آینده چه شکلی خواهد بود؟

تصور کنید چند سال بعد، روز کاری خود را آغاز می‌کنید. به‌جای جست‌وجو میان منوهای مختلف، وارد نرم‌افزار می‌شوید و می‌نویسید:

«کارهای مهم امروز را نشان بده و اگر مشکلی در فروش یا پشتیبانی وجود دارد، اولویت‌بندی کن.»

چند ثانیه بعد، سیستم خلاصه‌ای از وضعیت سازمان را نمایش می‌دهد، مهم‌ترین هشدارها را مشخص می‌کند و برای هر مورد، اقدام پیشنهادی ارائه می‌دهد.اگر نیاز به جزئیات بیشتری داشته باشید، همان‌جا می‌توانید داشبوردها، نمودارها یا اطلاعات دقیق هر بخش را مشاهده کنید. در این مدل، تجربه کاربری دیگر حول پیدا کردن قابلیت‌ها شکل نمی‌گیرد؛ بلکه حول رسیدن سریع‌تر به نتیجه طراحی می‌شود.به همین دلیل، موفق‌ترین نرم‌افزارهای آینده احتمالاً آن‌هایی خواهند بود که پیچیدگی را در پشت صحنه مدیریت کنند و تجربه‌ای ساده، طبیعی و متناسب با نیاز هر کاربر ارائه دهند. آینده تجربه کاربری احتمالاً با امکانات بیشتر تعریف نمی‌شود؛ بلکه با نرم‌افزارهایی شناخته خواهد شد که کمترین اصطکاک را میان هدف کاربر و رسیدن به نتیجه ایجاد می‌کنند.

جمع‌بندی

منوها و فرم‌ها بخش مهمی از تاریخ نرم‌افزارها بوده‌اند و همچنان نیز در بسیاری از سناریوها نقش مهمی خواهند داشت. اما دیگر تنها راه تعامل با سیستم‌ها نیستند.پیشرفت هوش مصنوعی باعث شده کاربران انتظار داشته باشند نرم‌افزارها زبان طبیعی را درک کنند، هدف آن‌ها را تشخیص دهند و مسیر مناسب را خودشان انتخاب کنند. این تغییر، تجربه کاربری را از یادگیری ساختار نرم‌افزار به بیان ساده خواسته‌ها نزدیک می‌کند.

آینده احتمالاً متعلق به نرم‌افزارهایی است که بهترین ویژگی‌های رابط‌های گرافیکی و تعامل گفتگومحور را در کنار هم قرار دهند؛ جایی که کاربر، بسته به نوع فعالیت، از مناسب‌ترین روش استفاده کند و تمرکز خود را بر نتیجه بگذارد، نه بر نحوه کار با سیستم.

تحول واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که کاربران دیگر برای استفاده از نرم‌افزار آموزش نبینند؛ بلکه نرم‌افزارها خود را با شیوه فکر کردن، صحبت کردن و کار کردن انسان‌ها هماهنگ کنند.

سؤالات متداول

مقالات مرتبط

آیا کاربران در آینده به منوها و فرم‌ها نیاز خواهند داشت؟ | فیپ